مادر پنج شهید دشتستانی مادران شهدا را به بردباری دعوت می كرد
بوشهر- ایرنا- خواهر شهیدان حسینی مقدم از روستای سربست دشتستان بوشهر می گوید: مادرم در دوران دفاع مقدس هر شهیدی را كه به روستا می آوردند اول كسی بود كه به پدر و مادرش تسلیت می گفت و آنان را به صبر و بردباری دعوت می كرد.
سید صغری حسینی مقدم افزود: صبر و بردباری مادر بی نظیر بود نه تنها در خانواده و فامیل بلكه اسوه ای برای همه اهالی روستا شده بود چنانكه بعد از شهادت برادرانم، هر خانواده ای از اهالی روستا كه فرزندش شهید می شد از مادرم روحیه می گرفتند و داغ عزیزشان را راحتتر تحمل می كردند.
وی اضافه كرد: مادرم هیچگاه ذره ای تردید به خود راه نداد و در تمام سالهای تنهایی پس از شهادت فرزندان تنها خدا را شكر می كرد و می گفت من هرچه دارم از آقای خمینی(ره) دارم و حتی با كهولت سن تا پایان عمر بعنوان بزرگ و ستون خانواده راهنما و مشاور همه بود، مدیریت می كرد و همه فرزندان و نوه ها گرد شمع وجودش می گشتند.
حسینی مقدم بیان داشت: او همیشه ابراز خوشحالی می كرد و چنین می گفت كه پسران من اگرچه زحمت كشیدم تا آنها را بزرگ كردم اما مایه سربلندی و افتخار من در نزد حضرت زهرا (س)و حضرت زینب (س) شدند و از اینكه خداند بر من منت گذاشته و این قربانی را از من پذیرفته و ذره ای از حال حضرت زینب(س) را شاملم نموده شكرگذار او هستم.
وی یادآورشد: مادرم همیشه برای التیام بخشیدن به درد مادر شهدا و حتی خود من كه در فراغ برادرانم بیش از او بیتابی می كردم قصه غم حضرت زینب (س) در همه صحنه های كربلا بویژه اسارت آن بزرگوار را یادآور می شد.
این عضو از خانواده شهدا تصریح كرد: مادران امروز كه شهدا زمینه استقلال، امنیت و رفاه آنها را فراهم كرده اند این موقعیت را برای خود قدر بدانند و فرزندانی چون شهدا تربیت كنند و اجازه ندهند فرزندان آنها با تربیت غیردینی آرمان شهدا را فراموش كنند.
خواهر شهیدان حسینی مقدم افزود: من همیشه به فرزندان خود سفارش می كنم كه مبادا خود را به دنیا بفروشید و بیش از همه دخترانم را به حجاب و تربیت دینی سفارش می كنم.
حسینی مقدم در خصوص حال مادرش در تشییع جنازه فرزندانش گفت: اولین شهیدش در واقع كوچكترین فرزندش سید ابراهیم بود كه در آغوش سیدعباس به شهادت رسید و پس از آن سیدعباس نیز كه قصد برگرداندن برادر را داشت به شهادت رسید و هردو را با هم تشییع كردند اما مادرم چنان استوار بود كه همه را متعجب كرده بود.
وی خاطرنشان كرد: مادرم همیشه می گفت: صبری كه خدا به من داده در واقع در عالم خواب امام خمینی(ره) به من هدیه داد.
نوه این خانواده كه پس ازهشت سال اسارت به وطن بازگشت نیز گفت: سیده ملكی طالبی(مادر بزرگ) انسانی عجیب با روحی بزرگ بود كه حالات معنوی و روحیه بالایش زبانزد همه بود صبر و بردباری را از جده اش به ارث برده بود.
سید جواد حسینی مقدم افزود: همه ما در مكتب مادربزرگی بزرگ شده و درس گرفته ایم كه ارتباط قوی با اهل بیت، عبادات خالصانه، دائم الوضو بودن و نمازشبهایش از او انسانی بزرگ ساخته بود.
وی اظهارداشت: همه ما چه از زمان كودكی كه درآغوش پرمهرش قرار می گرفتیم و چه زمانی كه بزرگ شدیم هیچگاه اندكی اخم، ترشرویی، بداخلاقی و یا گلایه ای از روزگار از او بیاد نداریم.
حسینی مقدم گفت: مادربزرگ با اینكه سوادی نداشت، اما همه خانواده و فامیل از او درس ایمان، ولایتمداری، زندگی با عزت و صبر و بردباری و ایثار در راه آرمان را آموختند و كوچك و بزرگ او را بعنوان ستون خانواده محترم می شمردند.
شهیدان سیدعباس، سید ابراهیم، سیدمحمد، سیدعلی و سید عبدالرسول فرزند سیدعباس فرزندان این بانوی دشتستانی از روستای سربست بخش سعدآباد بودند كه در سالهای 62و63و64 و67 در جبهه های دفاع مقدس به شهادت رسیدند و اكنون پیكر مطهر چهار شهید اول در گلزار شهدای روستای سربست مدفون است و اما خانواده همچنان چشم انتظار پیكر شهید عبدالرسول می باشند.
سیده ملكی طالبی شیرزنی از تبار فاطمه و گویی وجودش را با مهر فاطمه سرشته بودند كه اینچنین استوار زینب گونه چهارفرزند و یك نوه خود را تقدیم اسلام نمود و با این وجود همچنان آرزو می كرد كاش فرزندان بیشتری داشت تا در این راه تقدیم می كرد.
فداكاری این مادران مثال زدنی است و باور اینكه باغبانی چنین گلهایی را پرورش داده و در بردن آنها به قربانگاه ذره ای تردید به خود راه ندهد برای همه آسان نیست.
روستای سربست كه در فاصله 18 كیلومتری برازجان قرار دارد با جمعیت 740 نفر، 15 پرستوی مهاجر دارد.
برازجان مركز شهرستان دشتستان در فاصله 65كیلومتری شرق بوشهر واقع شده است.ك/4