داوودحشمتي در روزنامه قانون نوشت: سعيد طوسي مدعي شده كه از اتهاماتش تبرئه شده است. اين درحالي است كه دست‌كم در يك فايل صوتي خودش تعرض به نوجوانان را تاييد مي‌كند و در گفت‌وگو با پدر اين پسر از اشتباهي كه كرده عذرخواهي مي‌كند.

هنوز هم هيچ داوري قطعي راجع به حكم نمي توان داشت. همه ما در حد اخبار منتشر شده راجع به پرونده مي‌دانيم اما براي فهم افكارعمومي نيز يك حدي از شعور بايد قائل بود. اين مساله دو صورت دارد: 1- روايتي كه شاكيان از حرص و شهوت غيرمتعارف اين قاري قرآن بيان كردند. 2- براي سعيد طوسي پاپوش درست كردند.

در اين موارد تاحدودي نوع خاكستري وجود ندارد. يا اتفاقي افتاده، يا نيفتاده است. تاكنون همه ادله‌ها و رديه‌ها بر دفاع از روايت نوع اول است.

در صورتي كه اتفاقي اين وسط نيفتاده بود، نه فقط سعيد طوسي بلكه تمامي دستگا‌ه‌ها براي خنثي‌سازي پاپوش‌سازان براي وي، وارد عمل مي شدند و او در حالت شاكي قرار مي گرفت نه اينكه در موقعيت دفاع بايستد. در اين موارد افراد بي‌گناه، (و حتي گناهكار‌هاي وقيح) درحالت شاكي قرار مي‌گيرند.

حالت دفاعي سعيد طوسي از همان ابتدا افكارعمومي را روزبه روز بر صحت روايت نوجوانان قانع‌تر كرد. انتصاب او به نهادهاي حكومتي نيز از طرف ديگر وضعيت را وخيم كرده و قضاوت‌هاي افكارعمومي را به سمت عدم تبرئه طوسي برد. حال مديرمسئول روزنامه جوان سعيد طوسي و درخواست براي برخورد با او را آن‌قدر بالا برده كه از شعار «سعيد طوسي بهانه است، اصل نظام نشانه است» يادداشت مي‌نويسد.واقعيت اين است كه اين حكم افكارعمومي را قانع نكرده و نخواهد كرد و نارضايتي از نظام را روز به روز بيشتر دامن مي زند.

اما ماجرا را از زاويه ديگري نيز مي‌توان نگاه كرد و آن ضعف سيستم بررسي در محكوميت افرادي است كه اتهام جنسي دارند. اتهاماتي كه گاهي حتي در بالاترين حد نيست. در حکم دادگاه اولیه سعید طوسی آمده است: «با توجه به دعوت طوسی از کودکان قاری برای رفتن به استخر و سونا و همچنین اعمال و حرکات زشت و تشویق آن‌ها به انجام اعمالی از قبیل ماساژ دادن، برهنه زیر رختخواب خوابیدن و همین طور ارسال پیامک‌های متعدد و حاوی متن‌های مبتذل، دادگاه او را به چهار سال حبس محکوم می‌کند» اما براي اين امور نيز او به هيچ جزايي محكوم نمي شود.