حجة الاسلام قرائتی می گوید: در همدان به زیارت آیة الله آخوند ملّا علی معصومی ( متوفی مرداد 1357 ه ش) رفتیم؛ ساعتی در خدمت ایشان بودیم؛می دیدم مرتب خادم می آید و اظهار می کند که یک فقیر در خانه است و آخوند هم مرتب دست می کرد و از زیر تشک خود، یک اسکناس به خادم می داد؛ تا آن که آخوند از جای خود حرکت کرده، بیرون رفت؛ یکی از همراهان خواست بداند زیر تشک چقدر پول است؛ تشک را بلند کرد، دید چیزی نیست، فکر کردیم پول تمام شده؛ وقتی آخوند تشریف آورد و روی تشک نشست، مجدداً خادم آمد و برای فقرا پول خواست؛ آخوند دست برد و از زیر تشک پنج تومان بیرون آورد و به خادم داد و این امر چندین بار تکرار شد؛ دوست ما، از سرّ مطلب را از آخوند پرسید که من دیدم پولی زیر تشک نبود، اکنون متحیرم که از کجا این پولها به دست شما می رسد که به چشم ما دیده نمی شود؟ آخوند فرمود: من دستورالعملی انجام دادم که هر کسی چهل روز انجام دهد؛ روز چهلم خدمت امام عصر(عج) شرفیاب می شود؛ من مشغول شدم، ولی نتوانستم به طور کامل انجام دهم؛ شب چهلم در عالم رؤیا، شیخ عبدالکریم حائری (ره) را دیدم که در یکی از خیابان های شهر، راه می رفت و فقرای زیادی به دنبال ایشان بودندو از شیخ، پول می گرفتند؛ در این میان، حاج شیخ چشمش به من افتاد و فرمود: من از طزف حضرت بقیّة الله- امام زمان(عج) دستور می دهم که به فقرا توجه نموده و آنها را دست خالی بر مگردان!

از آن وقت من مطمئنم که امام(عج) خود مسوول این بودجه است و این، از برکت وجود آن حضرت است.

مرحوم آخوند فرمودند: چون دستور العمل مزبور، کاملاً رعایت نشده بود ونتوانسته بودم روزه بگیرم، به طور      غیر مستقیم و به واسطۀ حاج شیخ عبدالکریم، برایم رفع تردید شد.

مردان علم در میدان عمل،ج5- ص400