تصادف دلخراش در اندیمشک:
مقصر کیست؟ کشته شدن سه سرباز در جنگ تصادف
به گزارش رهیاب نیوز از اندیمشک ، بر اثر برخورد یک پراید ۱۳۲ در جاده شوش اندیمشک با محافظ کنار جاده سه تن کشته و دونفر زخمی شدند.
به گفته شاهدان عینی، این پراید ( ۱۳۲ به رنگ آبی اطلسی ) صبح امروز در حالیکه از شوش به سمت اندیمشک در حال حرکت بوده است در ابتدای پل بالارود جنوبی پس برخورد به گاردیل محافظ جاده آتش گرفت.
در این حادثه سه نفر کشته، که دو تن بر آثر سوختگی کامل و دیگری بر اثر شدت جراحات وارده جان سپردند، دونفر دیگر به بیمارستان اعزام شدند.
۵ مسافر این پراید همگی سرباز نیروی هوایی ارتش بوده اند. شدت تصادف به نحوی بوده است که گاردریل پس از عبور از وسط سواری از شیشه عقب آن بیرون آمده و وسیله نقلیه چندین متر را به این نحو طی کرده است.
به نقل از هم خدمتی این سرباز ها اسامی افراد کشته شده به شرح ذیل است:
احمد سرخه
رضا داوودی
محمد نعیمه پور
و دو نفر دیگر به اسامی :
رضا کریمی
یوسف جعفر پور
زخمی و به بیمارستان اعزام شده اند.
گفتنی است شدت تصادف به نحوی بوده است که بعضی از قطعات سواری تا بیش از ۳۰ متر پرتاب شده بود.
————————————————————————————————————————————————————————————————-
(توضیح اینکه یکی از مجروحان پس از انتقال به بیمارستان جان سپرد).
و اما نکاتی چند:
گویی برخی از طرح ها برخلاف تبلیغات و بوق و کرناهای زمان افتتاح، هنوز به معنای حقیقی به بهره برداری نرسیده و قرار هم نیست برسند و هنوز که هنوز است اسیر عملیات ساختمانی اند. نمونه این طرح های همیشه درحال ساخت و بودجه خوار! همین پل بالارود جنوبی است که هنوز ۱۰ سال از کلنگ زنی! آن نگذشته خیلی زود کیفیت خود را از دست داده و نیاز به تعمیرات اساسی پیدا کرده است!. این در حالی است که ما در منطقه ای زندگی می کنیم که پل های متعدد از دزفول گرفته تا بخش الوار، از پل های قطار رو تا ماشین رو شهر ما را احاطه کرده و سال های سال است که آنها را می شناسیم و از رویشان می گذریم و قاعدتاً این پرسش در ذهن هرکدام از ما نقش می بندد که کدامیک از آنها در چنین بازه زمانی پس از ساخت، اینگونه رو به ویرانی گذارده و حادثه خیز شده است؟
خطاهای فنی فاحش و اشتباهات نابخشودنی در محاسبات طراحان، سازندگان و مهندسان ناظر پل دوم بالارود جنوبی در زمینه برآورد علمی و اجرای صحیح درزهای انبساط پل باعث گردیده است که هنوز یک دهه از کلنگ زنی آن نگذشته! از هم وارفته و به قدری از هم فاصله گرفته و دهان باز کرده که هر از گاهی خون می طلبد.
مسئله دیگری که باید به آن پرداخت این است که رخ دادن چنین حادثه دلخراش و تأسف آوری آن هم نه در یک جاده کوهستانی، برف گیر و یا دور از شهر و آبادی!، که در ورودی یک شهر ترانزیت و بر روی پلی نسبتاً وسیع که روزانه صدها و در برخی روزها و فصل ها چندهزار اتومبیل باری و سواری از آن می گذرند و در نزدیکی اداره راه و شهرسازی اندیمشک را چگونه و با چه منطقی می توان تفسیر کرد؟!.
در تماسی تلفنی که در رابطه با حادثه دوم مهرماه از پایگاه اطلاع رسانی اری ترین با مدیر راه و شهرسازی شهرستان داشتیم، وی با اکراه فراوان و ناخرسندی از این تماس، مانند بسیاری از مدیران عرصه ترافیک بدون اینکه توضیح دهد وقتی طرحی در حوزه مدیریتی وی بر زمین مانده که هر ثانیه جان و زندگی مردم و خانواده ها را تهدید می کند چگونه خود می تواند خواب راحت داشته باشد به بهانه کلیشه ای و نخ نماشده “خواب آلودگی راننده!” متوسل شد و گفت که «اطلاع موثق دارد راننده مذکور تا ساعت ۳ صبح حادثه نخوابیده و علاوه بر این به طور غیرقانونی مسافر سوار کرده است»!! حال این مسئله که آن مرحوم، تازه چیزی هم به این آقا بدهکار شده! بماند اما سؤال و نکته جالب این است که این اطلاعات معجزه وار! چگونه به دست رئیس رسیده که گویی راننده را سایه به سایه دنبال می کرده است و اصولاً کسی که اینهمه بر حوزه مدیریت خود احاطه اطلاعاتی دارد چرا از خطرات عظیم و خانمان بر انداز گذرگاه حوزه استحفاظی خود غافل است؟!. در هر حال وی با افزودن جملاتی از قبیل «دنبالش هستیم»!، ضمن ابراز امیدواری نسبت به اینکه در آینده ممکن است این وضعیت درست شود!، گلایه کرد که «چرا با یادآوری این حادثه ایشان را دلسرد کرده ایم»؟! با دلشکستگی تأکید کرد: «دیگر با من تماس نگیرید»! و بدین ترتیب هیچ مسئولیتی را متوجه خود ندانست! که البته این موضع مدبرانه و دلسوزانه با قطع خشمگینانه تلفن از طرف وی اثبات و کامل گردید!.
اینکه مدیرانی از این دست، بار چندم است که در زمان و حوزه مسئولیتشان چنین حادثه مرگباری را می بینند و می گذرند و یا اینکه اصولاً اطلاع دارند در همان ساعاتی که تن و جان شیرین را به همراه وجدان خود به استراحتی دلچسب! دعوت کرده و رؤیای شیرین ارتقاء شغلی جانشان را می نوازد، رانندگانی نیز هستند که در کارزاری نابرابر با هیولای فقر و بیچارگی خواب شب را نیز بر خود حرام کرده و به دل جاده ها زده اند تا با فتح لقمه نانی بیشتر شرمنده زن و بچه های خود نباشند…. مسئله ای است که شرح آنها در توان این مقاله و چنین مقالاتی نیست و نخواهد بود.
جای تأسف اینجا است که دیرزمانی است که دیگر اینگونه فجایع، دل هیچ مدیری بویژه مدیران راه سازی را نمی لرزاند زیرا همواره علت عمده و از پیش تعیین شده سوانح رانندگی هر روز در آماری جدید با تفاوتی اندک میان درصد هرکدام از آنها ، “انحراف به چپ” ، “نقص فنی خودرو”، “ضعف سیستم ترمز” و … و نیز از همه تأسف آورتر “خواب آلودگی راننده”! عنوان می شود اما “خرابی جاده و تخلفات مربوط به راه و راهسازی” هیچگاه در فهرست علل احتمالی سوانح ذکر نمی گردد.
واقعاً چرا این آقا و دیگران فکر می کنند راننده ای که در جاده دچار حادثه می شود لزوماً خواب بوده است؟!. پس سهم ترمیم کنندگان پل که با ریختن و رها کردن بی حساب و کتاب مصالح ساختمانی در جاده ای ترانزیت و بین المللی و ترک محل بدون اینکه علائم مفید و به درد بخوری در محل کارگذاشته باشند نیمی از پهنای راه را مسدود کرده بودند چه می شود؟
ظاهراً این مدیران کاربلد!، سوراخ دعا را اینگونه یافته اند که هرگاه در محکمه ای طرف دعوا مرده باشد کار، راحت است و چون حضور ندارد و نمی تواند از خود دفاع نماید ناگزیر باید به عنوان مجرم معرفی و برای وی حکم غیابی! صادر شود و برای همین است که همواره در گزارش های عادلانه ای! که در زمینه حوادث جاده ای نوشته می شود فقط زنده ها را و البته مدیران راحت طلب و پشت میزنشین را عشق است! و درگذشتگان بی زبان و بی دفاع و مظلوم حوادث رانندگی، همیشه مجرم و مقصر شمرده می شوند.
باید دانست در جاده هایی که به علت ماهیت و نوع استفاده، حجم و سرعت اتومبیل ها بالاست در صورت نیاز به تعمیر و وجود مصالح و وسایل که قاعدتاً بخشی از جاده را اشغال می کند اولاً حتماً و حتماً باید از مصالحی ویژه استفاده شود که در کوتاه ترین زمان ممکن به فرم نهایی رسیده و آماده بهره برداری شود. ثانیاً عوامل راه سازی بایستی تا رفع کامل نقص در محل حضور داشته و با علائم مربوط رانندگان را راهنمایی کنند. ثالثاً چنانچه حجم آسیب به گونه ای باشد که جهت بازسازی به زمانی نسبتاً طولانی نیاز است حتماً علائم هشدار دهنده کاملاً استاندارد باید در فاصله ای قانونی به نحوی چیده شوند که ضمن آگاه سازی راننده از در دست تعمیر بودن جاده، وی را به گونه ای راهنمایی کند که در زمان کافی و به راحتی فرصت کاهش سرعت و عبور از منطقه خطر را داشته باشد. حال اگر محل بازسازی جاده در نقطه ای کور واقع شده باشد این نیاز چندین برابر می شود به عنوان مثال چنانچه نقطه آسیب در سربالایی، سراشیبی و یا پیچ جاده قرار داشته باشد مسافت مورد نیاز برای طول چینش نشانه ها بیشتر از حال معمول بوده و باید در مکانی قبل از ورود به سربالایی، سراشیبی و یا قوس جاده و در فاصله ای نصب شود که راننده بتواند سرعت خود را پیش از رسیدن به محل به حد مطمئن برساند و باز هم اگر به شرایط مذکور، تاریکی شب را نیز بیافزاییم لزوم رعایت تدابیر امنیتی و هشدارهای حیاتی به اوج خود می رسد.
حادثه دوم مهرماه امسال در ورودی پل بالارود جنوبی اندیمشک در عین حال که تمام شرایط زمانی ومکانی فوق از قبیل وجود مصالح در وسط جاده، در انتهای سراشیب بودن محل تعمیر و به درازا کشیدن عملیات تعمیر نه یک شب بلکه به مدتی طولانی را دارابوده اما هیچکدام از راه های اداره کردن یک عملیات تعمیر در آن رعایت نشده است. هیچگونه نشانه و علائم هشدار دهنده استاندارد و اصولی در محل حادثه وجود نداشته است. هیچ چراغ چشمک زنی در محل وجود نداشته است. این مسئله را نه فقط دیگر رانندگان روایت کرده اند بلکه ما خبرنگاران اری ترین که خود بارها از آنجا گذشته ایم به چشم خویش دیده ایم.
آنچه که در محل وجود داشته عبارت است از چند بشکه مشکی رنگ!(دقت کنید حادثه در شب رخ داده است احسنت به این دقت نظر روانشناسانه)! و چند شبرنگ بی رنگ که جز در لحظه برخورد دیده نمی شود! که باید به این مهندسی بی عیب و نقص و این وجدان های بیدار! آفرین گفت.
عوارض طبیعی محل سبب شده است که پل نسبت به جاده در ارتفاع پایین تری واقع شود و لذا راننده ای که حتی یک بار هم از این محل عبور کرده باشد دیده و می داند که پل بالارود تا پیش از قرارگرفتن اتومبیل در سراشیبی قابل رؤیت نیست از این رو می باید پیش از وارد شدن به سراشیبی با نصب علامات استاندارد و قانونی بر فراز بلندای تپه مشرف به پل بالارود جنوبی، راننده از لزوم کاهش سرعت بر روی پل آگاه شده و در فرصت مناسب از سرعت خود کاسته و در حقیقت جان خود را از خطری اینچنینی نجات دهد زیرا علاوه بر عدم دید راننده، شیب جاده موجب افزایش ثقل و سرعت اتومبیل و مانع از کنترل آن می شود.
اما متأسفانه دیدیم که هیچکدام از این راهکارها که وظیفه مسلم و قطعی دست اندرکاران است به کار گرفته نشد و شد آنچه نباید می شد. جان شیرین ۳ تن از سربازان جان برکف نیروی هوایی که عازم محل خدمت خود در پایگاه چهارم شکاری بودند به همراه راننده ای زجر کشیده قربانی ندانم کاری و بی خیالی مسئولینی شد که آن روز برایشان مثل همیشه بود. روزی بدون هیچ طرح و دغدغه ای. تازه اگر خبرنگاری با یکی از آنان تماس بگیرد و علت حادثه را بپرسد گویی مرتکب یکی از محرمات الهی شده و از وی خواسته می شود که دیگر تماس نگیرد و تلفن قطع می شود!.
البته شاید نیاز به توضیح نباشد هنگامی که با یک خبرنگار که رسالت وی بازتاب حقایق و اطلاع رسانی به همگان است و نمی تواند و نمی خواهد چشم وجدان خود را بر اینگونه تخلفات ببندد و صرفاً به علت پرسش از حقیقت یک واقعه تلخ، اینگونه با تندخویی و خشم برخورد می شود حال تصور کنید وضع راننده ای را که دیگر در این دنیا نیست و زبان دفاع ندارد که فقط خدا می داند به پایش چه ها نوشته خواهد شد!!. و همین برای قضاوت درباره عملکرد یک مدیر کافی است.
این خطاهای مدیریتی یا ناشی از ناآگاهی و جهل به قانون و مقررات مربوطه است و یا نقض عمدی قانون و بی اعتنایی به آیین نامه های راهداری و راه بانی است که در هر دو صورت چیزی جز قصور در انجام وظیفه ای که به خاطر آن از بیت المال حق الزحمه! دریافت می کنند نیست.
به هرحال معتقدیم رسالت حقیقی خبرنگاری بازتاب حقایقی است که مردم فهیم ما را در نظارت بر عملکرد مدیران دستگاه ها یاری خواهد کرد و هرچند واضح است که خطای یک مدیر به معنای خطای همه مدیران نخواهد بود اما بر این باوریم که سکوت اصحاب رسانه که وظیفه ای جز گفتن ندارند زمینه را برای رشد مدیران نالایق فراهم خواهد لذا بر اساس وظیفه، این اجازه را به خود نخواهیم داد که اخم یک مدیر مانع ما در بیان حقیقت شود و مطمئناً راه را با قدرت و عزمی جدی تر خواهیم پیمود اگرچه به مذاق برخی خوش نیاید.

![DSC04184 [picpublish]](http://eritrin.ir/wp-content/uploads/DSC04184-picpublish.jpg)