شيخ اعظم ، خاتم الفقهاء والمجتهدين
شيخ اعظم ، خاتم الفقهاء والمجتهدين ، شيخ مرتضي فرزند شيخ محمد امين انصاري دزفولي سرآمد علماي اماميه و اکمل فقهاي شيعه ، که بي گمان يکي از نوابغ بزرگ دنياي اسلام است و آوازه شهرت علمي و فقهي وي در تمامي بلاد اسلامي پيچيده و کمتر کسي از اهل فضل است که به درجه و مرتبه علمي وي پي نبرده باشد و غالب رجال وفقهاي مذهب شيعه از وي به خاتم الفقهاء والمجتهدين تعبير نموده اند .
علامه محقق ، حاج ميرزا حبيب الله رشتي ، علامه نوري ، حاج مولي نصرالله تراب دزفولي هرکدام از شاگردان سرشناس آن شيخ عالي مقام بودند .
تحصيلات شيخ واساتيد او :
شيخ پس از فراغت از تحصيل مقدمات و آموزش سطوح در نزد عموي بزرگوار خويش آقا شيخ حسين انصا ري ، همراه با والد بزرگوارش به عتبات عاليات مشرف شد ، در کربلا ، شيخ مورد توجه مرحوم سيد محمد طباطبايي معروف به سيد مجاهد قرار گرفت ، و شيخ را نزد خود براي تکميل تحصيلات نگه داشت و پدر شيخ به دزفول مراجعت نمود . شيخ در کربلا از محضر سيد مجاهد و شريف العلماء مازندراني و در نجف اشرف نزد شيخ موسي و شيخ علي کاشف الغطاء شاگردي نمود . پس از مراجعت به ايران چهار سال از محضر مولا احد نراقي استفاده نمود ، و با رديگر به نجف اشرف مراجعت نمود اما اين بار ، شيخ خود ، مجلس درس و بحث برقرار نمود و پس از فوت صاحب جواهر ، هز سال 1266 تا 1281 که شيخ از دنيا رحلت نمود ، به مدت پانزده سال تمام رياست بلامنازع علمي جهان تشيع را عهده دار بود . و تمامي شيعيان جهان از وي تقليد مي کردند .
صاحب جواهر ، در روزهاي آخر زندگانيش دستور داد مجلسي تشکيل شود که همه علماي طراز اول نجف اشرف در آن شرکت کنند . مجلس مذکور منتقد گرديد اما به سبب پاره اي تعصبات شيخ مرتضي را براي شرکت در مجلس دعوت ننمودند . صاحب جواهر فرمود شيخ را نيز حاظر کنيد . پس از جستجو شيخ را در گوشه اي از حرم مطهر ديدند که رو به قبله ايستاده و براي سلامتي صاحب جواهر دعا مي کند . شيخ را براي شرکت در مجلس دعوت نمودند ، صاحب جوار شيخ را بر بالين خود نشاند و دستش را گرفت و بر بالاي قلب خود نهاد وگفت حالا مرگ برايم گواراست ، سپس به حاظرين فرمود : اين مرد پس از من مرجع شما خواهد بود ، وبعد هم به شيخ فرمود : تو هم از احتياط خود کم کن ، چرا که دين اسلام سهل و آسان است .
گفتني است که اين کار صاحب جواهر و معرفي شيخ براي جانشيني خود ، بدان منظور بود که شيخ بيشتر معرفي شود والا در مرجعيت شرط نيست که مرجع قبلي مرجع بعد از خود را معرفي کند . گويند شيخ انصاري پس از درگذشت صاحب جواهر ، ار صدور فتوي خودداري نمود و نامه اي به سعيد العلماء مازندراني نوشت به اين مضمون ، زماني که شما در کربلا بوديد و با هم در درس شريف العلماء استفاده و فهم تو از من بيشتر بود ، حال سزاوار است که به نجف آمده و اين امر مهم را متکفل شوي . سعيد العلماء در پاسخ شيخ نوشت درست است ولي شما در اين مدت مشغول به تدريس و مباحثه بوده ايد و من اينجا گرفتار امور مردم ميباشم لذا شما در اين کار از من سزاوار تر هستيد . آورده اند که شيخ پس از دريافت نامه مرحوم سعيدالعلماء ، به حرم حضرت علي (ع) مشرف ميشود و در آنجا از آن حضرت ميخواهد که وي را در اين امر بزرگ وخطير ياري نمايد و او را از لغزش و خطا حفظ نمايد .
شيخ در زهد و عبادت نيز يگانه دوران بود محقق رشتي گويد که ، شيخ استاد سه چيز ممتاز داشت: علم، رياست، تقوي . رياست را به ميرزا محمد حسن شيرازي وعلم را به من و تقوي را با خود به گور برد. شيخ در طبقات غير شيعه هم به اين اوصاف پسنديده معروف ميباشد . سلطان عثماني چون از والي عراق ، حال و چگونگي شيخ را پرسيد ، در جواب گفت:((والله هوالفارق الاعظم)) . شيخ داراي کرامات زيادي است که در کتاب زندگاني او ذکر شده است . شيخ ميرزا محمود عراقي که از شاگردان شيخ بوده است در آخر (دارالسلام) پس از ذکر پاره اي از کرامات شيخ گويد : کرامات اين بزرگوار زياده از حصر و شماره است و مخالف و موافق را بر آن اقرار است و چگونه چنين نباشد و حال آنکه در عبادت در عصر خود عديل نداشت و در زهد و ورع او را عديل نبود ، در اين مختصر فقط به ذکر يک کرامت اکتفاء ميشود . مرحوم حاج شيخ محمد بهبهاني رمحاني برجسته تهران در روزگار خويش به دو واسطه نقل ميکند از يکي از شاگردان شيخ که چون از مقدمات علوم وسطح فارغ شدم براي تکميل تحصيلات به نجف اشرف رفتم و به مجلس تدريس شيخ در آمدم ، ولي از مطالب و تقريراتش هيچ نمي فهميدم . از اين حالت خود خيلي متاثر شدم تا جايي که دست به ختوماتي زدم و لي باز فايده نبخشيد بالاخره به حضرت امير (ع) متوسل گشتم شبي در خواب ، خدمت آن بزرگوار رسيدم . آن حضرت (( بسم الله الرحمن الرحيم )) در گوش من قرائت فرمود . چون صبح در مجلسس درس حاظر شدم درس را مي فهميدم ، کم کم جلو مي رفتم پس از چند روز به جايي رسيدم که در آن مجلس صحبت ميکردم .روزي زير منبر درس با شيخ بسيار صحبت نمودم و اشکال مي گرفتم آن روز پس از ختم درس خدمت شيخ رسيدم وي آهسته در گوش من فرمود ، کسي که(( بسم الله )) را در گوش تو خوانده است تا (( ولاضالين )) را در گوش من خوانده است . اين بگفت و رفت . من از اين قضيه بسيار تعجب کردم و فهميدم که شيخ داراي کرامت است زيرا تا آن وقت اين مطلب را به گوش کسي نرساده بودم ، شيخ خدمت امام عصر ارواحنا ال الفداء ، هم مشرف گرديده بود که تفصيل آن در دو مورد کتاب زندگاني و شخصيت شيخ مذکور است ، شيخ با آنهمه وجوهات زياد که از چهل ميليون شيعه نزد او مي آوردند مع ذلک مثل يک فقير گذران مي کردند . عراقي در دارالسلام گويد با آنکه در هر سال زياده از صد هزار تومان از وجوه به سوي او متوجه مي گرديد ، وفات کرد و درهم و ديناري جا نگذاشت و در دوران رندگي خود به حد اقل کفايت مي کرد .
اثار قلمي شيخ انصاري :
1 - رساله اي در ارث .2 - رساله اي در تقيه .3 - رساله اي در تيمم . 4 - رساله اي در خمس. 5 - رساله اي در ذکوه . 6 - کتاب الصلوه. 7 - رساله اي در تقليد. 8 - رساله اي در رضاع.9 - رساله اي در خلل.10- حاشيه بر استصحاب قوانين که در دزفول به خط شيخ موجود است . 11 - مناسک حج و اغلب مناسک موجود همان مناسک شيخ است با حاشيه هرکدام از مراجع.12 - حاشيه بر ترجمه نجاه العباده.13- حاشيه بر حاشيه بغيه الطالب مرحوم شيخ جعفر کاشف الغطاء .
14- کتاب الطهاره ، که شرحي است بر ارشاد علامه حلي . 15- کتاب رجال موجود در کتابخانه آستانه قدس رضوي در مشهد.16-رسائل يا فرائد الاصول که مشتمل بر پنج رساله است.17 -رساله اي در قائده لاضرر و لا ضرار.18-رساله اي در تحقيق مساله مشتق.19- رساله اي در قضاء عين الميت .20- رساله اي در مواسعه و مضايقه . 21-اثبات التسامح في ادله السنن . 22-رساله اي در قاعده من ملک الشيئا .23- کتاب المکاسب يا متاجر که بارها چاپ شده و از کتب معتبر شيعي است .24-اصول الفقه. 25-رساله اي در رد قائلين به آنکه اخبار قطعيه الصدورند . 26-رساله اي در قرعه .27- رساله اي در رد بعضي از عامه که در زمينه حرمت متعه ، کتابي نوشته .
ناگفته نماند که کتاب رسائل و مکاسب شيخ از کتب درسي است که بر هر يک ده ها نفر از علماء شرح يا حاشيه بر آن دارند.
شيخ در شب هجدهم جمادي الثاني ، سال 1281 هجري قمري ، در نجف اشرف بر اثر بيماري دار فاني را وداع گفت.
شاعران به مناسبت ارتحال شيخ مراثي بسيار سروده اند که هم اکنون مجموعه اين اشعار در يک مجلد در کتابخانه دانشگاه تهران موجود است . از شيخ دو دختر باقي ماند که خاندان سبط شيخ انصاري دزفول از نوادگان آن شيخ اعظم ميباشند .
از آثار خيريه اي که شيخ بر جاي گذاشته ، مسجد معروفي در نجف اشرف است ، که شيخ با وجهي که از يکي از تجار ايراني ، براي ساختن خانه وي ، در اختيارش قرار داده بود ، ساختمان اين مسجد را بنا نمود .