درباره زخم هاي سال 88 چه بايد کرد؟
ايران تنها کشوري در دنياست که کوران حوادث در طول تاريخ نه تنها آن را از پاي در نياورده بلکه روز به روز بر استواري آن افزوده است.
تمدنها
و کشورهايي، بس قدرتمند ظاهر شدند اما پس از چندي افول کردند و حتي در حال
حاضر جز نامي از آنها در اعماق تاريخ باقي نمانده است.
ايران جزو چند
کشوري در دنيا است كه پس از ايجاد تمدن ايراني ماندگار بوده است و تنها
کشوري هم هست که پيش از هر تمدن ديگر حادثههاي سخت ديده اما در تقلب احوال
آبديدهتر شده است. رمز اين ماندگاري چيست؟ رمز ماندگاري ايران، استواري،
مقاومت همراه با عقلانيت، انعطافپذيري و چکشخواري همراه با صلابت آن بوده
و هست.
و نزديک به همهي مردم ايران، در استواري و حفظ کشور خويش، حرفهاي و زبانزد شدهاند
ايرانيان
فرا گرفتهاند حتي مهاجمين به اين کشور، هم ميتوانند چيزهايي براي ياد
گرفتن داشته باشند. تهاجم را دفع ميکنند اما دستآوردهاي آنها را نابود
نميکنند و آن را براي خويش در کشور خويش نگه ميدارند
در ايران
درگيريهاي داخلي نيز زياد اتفاق افتاده است اما پايان اين درگيري به
نابودي کامل يک طرف نيجاميده است مرزکشي اتفاق افتاده اما اين هنر وجود
داشته است که قوميتهاي ايراني، با حفظ مرزهاي قومي خويش کنار هم
مسالمتآميز ادامه دهند
اين دو ويژگي ايراني، يعني دفع تهاجم و حفظ
دستآوردهاي مهاجم و مشاجره و دعواي داخلي اما پذيرش مسالمتآميز رقيب خويش
باعث بقاي ايران و حفظ قوميتهاي آن گرديده است. کشوري با چنين توانايي، از
پس مشکلات داخلي خويش بطور حتم برخواهد آمد.
مردم ايران پس و پيش از
انقلاب مشکلات داخلي زيادي را پشت سرگذاشته و از پس اين مشکلات در بسياري
از مواقع ظلمهاي فراواني را نيز تحمل کردهاند اما در نهايت، آرامش خود را
حفظ كرده و به راه خويش ادامه داده و ميدهد.ايران از اين حيث يگانه است.
ولي اين موضوع بدان معنا نيست كه ايرانيان خود را نميشناسند و به خود نمره
بيست ميدهند. يکي ديگر از ويژگي ايرانيان که در حال رشد يافتن است. دور
شدن از خودمداري، خود محوري و خود برتر بيني قومي است. امروز اکثريت مردم
ايران به اين خودباوري رسيدهاند که ايرانيان مقاوم و استوارند و از
عقلانيت و شناخت حقوق ديگران و رعايت آن برخوردار ميباشند و به خوبي
ميدانند ايران کشوري در حال توسعه و از تواناييهاي خوبي در حد 20 کشور
برتر دنيا برخوردار است و ايرانيان به خوبي ميدانند بايد اين توانايي
متوسط رو به بالاي خويش در سطح جهان را تقويت کنند.
بالاخره زمان دولت
نهم و دهم به پايان رسيد و رئيس جمهور جديد شروع به کار کرد. در مراسم
جابهجايي رسمي رئيس جمهور اتفاقات خوبي رقم خورد و پس از چهار روز مناظره
سنگين دولت و مجلس، دولت يازدهم نيز از مجلس رأي گرفت، اما آنچه هنوز از
گذشته باقي مانده است و از گزارش وزير کشور در روز تنفيذ و آنچه در بخشي از
سخنان مجلسيان آمد برميآيد، اتفاقات انتخابات 88 است به نظر ميآيد اگرچه
بسياري ميگويند اين موضوع تمام شده است اما نگاه جامعه شناسانه ميگويد
اين موضوع هنوز تمام نشده و اين زخم هنوز ترميم نشده است. امروز ما براي
حرکت رو به جلو ناچاريم اين زخم را ترميم کنيم، ايرانيان توان ترميم آن را
دارند. واقع بيني به ما ميگويد واقعه انتخابات 88 هنوز مدعيان و متهماني
دارد.
مدعيان، مدعياند که اينان بس بد کردند، جفا نمودند، با مردم
همراهي نکردند، مردم را فريب دادند، باعث کشته شدن هموطنان گرديدند و اين
مدعيان حتي براي آنان(سران متهمان) تقاضاي اعدام نيز داشتهاند.
از آن سو متهمان نيز ادعاهايي دارند آنها ميگويند داوران از يك طرف طرفداري كرده و ناداوري کردند.
حال
که چنين است درباره زخم انتخابات 88 چه بايد کرد؟ آيا بايد گذاشت تا
سخنهاي شاعرانه از هر دو سو باز هم گفته شود يا اينکه ايرانيان استوار،
مقاوم و يگانه در کوران حوادث ميدانند با آن چگونه برخورد کنند. براي
ايرانيان به طور حتم راهي وجود دارد.
به ذهن اينطور ميرسد حال که همه
ادله به آنها گفته شده و آنها نيز در خفا به اشتباه خويش اذعان کردهاند.
يک فرصت رسانهاي به سران مدعيان جا به جايي راي داده شود تا خبرنگاران
ايراني و خارجي از آنها بپرسند که چرا ميخواهند اين زخم باز هم تازه
بماند. آنگاه به طور حتم از پس اين اتفاق، اگر جواب و ادله روشني نداشتند،
مطمئن باشيد قضيه تمام خواهد شد و آنگاه همگان قضاوتي ديگر خواهند کرد و از
چشم طرفداران خويش نيز خواهند افتاد.
و اگر در فرصت رسانهاي اتفاق
ديگري رقم خورد و جاي مدعيان و متهمان تغيير کرد. در آن صورت مردم عزيز
ايران که تا کنون دهها بار نشان دادهاند به راحتي گروه خاطي را ميبخشند
تصميم خواهند گرفت تا از طريق آشتي منصفانه، زخم انتخابات 88 را ترميم
کنند. آنگاه از همه آنهائيکه هنوز طرفين حادثه ديدهي دعوا هستند
بزرگوارانه خواهند خواست تا اگر باز هم براي خود حقي قايل هستند از آن
بگذرند و فقط به انسجام ملي و به ايران پر توان و فرهنگ پوياي اسلامي آن
فکر کنند و براي اعتلاي آن بکوشند و منصفانه و آشتي جويانه از حق خويش
بگذرند و پرونده اين موضوع را در گستره ايران اسلامي به تاريخ بسپرند و آن
را مختومه نمايند و ديگر جز وحدت و همدلي نخواهند و جز آن سخني نگويند.