حقوق یک سال کارمند، خرج یک افطارمان نباشد
دومین
افطار ماه مبارک رمضان تا ساعتی دیگر پیش روی روزه داران قرار میگیرد تا
پس از یک روز دوری از امیال جسمانی و تلاش برای قربت به خداوند متعال، در
سر خوان بزرگش، شیرینی این تقوای مداوم را با دیگر مسلمانان شریک شویم اما
این شراکت در سالهای اخیر به امری تشریفاتی و پرهزینه مبدل شده که اساساً
فلسفه روزهداری را درباره این عده به چالش میکشد.
به گزارش
«تابناک»، از اساسی ترین فلسفههای برقراری رمضان و روزه داری در طول این
ماه در اسلام که البته در بسیاری دیگر از ادیان و آیینها نیز با کیفیت
مشابه یا متفاوت وجود دارد، تجربه مستمر تشنگی و گرسنگی برای از یاد نبردن
حس گرسنگی و تشنگی فقرا و اقشار ضعیف جامعه است تا توجه و کمک به این اقشار
از نظر دارندگان دور نشود و آنچه در یک ماه برای متمولین دشوار به نظر
میرسد برای اهل فقر در تمام سال در جریان نباشد و جامعه نیز هیچ تلنگری
نسبت به این مسئله نخورد.
ماه پربرکت رمضان به واسطه همین رویکرد
تنها ماهی است که خوان نعمت الهی به وسیله بندگانش برای یک میلیارد و
ششصدمیلیون گسترده است و کمتر ساکن گستره جغرافیایی که جهان اسلام به عنوان
جمعیت غالب در آن حضور دارد، در رمضان المبارک، سر گرسنه بر بالین
میگذارد و این اتفاق مهم، خود از برکات منحصر به فردی است که بر ارزش این
ماه میافزاید و مروج سنتهایی چون خمس، زکات و صدقه است؛ رفتارهایی که نزد
برخی از مسلمان پس از ماه رمضان نیز پایدار میماند و در طول سال دست
مستمندی را میگیریم.
در کنار اینها، افطارهای رمضان فرصتی برای صله
ارحام و دیدار و حتی آشتی با دوستان و آشنایان است که در سطوح سیاسی کشور
نیز باب شده است؛ اتفاقی که در سایر اوقات به واسطه مشغله و گرفتاریها
شاید چندان سهل الوصول نباشید اما در این ماه با سفرههای افطاری، زمینهاش
فراهم تر از سایر ایام میشود و این موضوع نیز از دیگر فرصتهای این ماه
عزیز پیرامون بحث تحمل گرسنگی و تشنگی است که سوای مباحث سلامتی و روحانی و
عرفانی این ماه است اما این ماه آفتهایی نیز داشته که متاسفانه در کنار
این فرصتها در حال رشد است.

یکی از مهمترین این تهدیدها، مبدل شدن افطاری به یک امر تجملاتی است؛ اتفاقی که متاسفانه در یک دهه اخیر در حال باب شدن است و جمله معترضهای نیز نسبت به این مسئله بیان نمیشود. در چنین افطاریهایی که به محافل اقتصادی و سیاسی نیز محدود نیست و میان عموم مردم نیز در حال ترویج است، سفره افطار آنچنان وسیع و مملو از انواع پیشغذاها، غذاهای اصلی و دسرها میشود که حاضران در کنار سفره توان صرف این حجم را نداشته و اسراف و تبذیر را پیش میکشد.
این افطارها لزوماً به میزبانی منازل روزه داران نیز صورت نمیپذیرد و در ماه مبارک رمضان، نرخ منوی افطار برخی رستورانهای مشهور به مراتب از گرانترین غذایشان نیز فزونی یافته و در واقع به یک بسته خرید رمضان نیز مبدل شده است. افطاریهای رمضان در سال جدید تا بیش از 65 هزار تومان برای هر نفر سرو میشود که البته منوی آنچنان فوق العاده ای نیز ندارد و با این حساب افطاری 100 نفر در چنین رستورانهایی برابر با حقوق یک سال یک کارمند است.
چنین اتفاقی هرچند غیرقابل رد است و به هر صورت برخی به واسطه تمول مالی، ترجیح میدهند چنین هزینههایی داشته باشند اما در هر صورت با فلسفه ماه مبارک رمضان که مورد اشاره قرار گرفت، در تناقض آشکار است و تناقض زمانی پررنگ میشود که سفره برخی از ما میهمانان صدها تن میشود.
در هنگامهای که چنین اختلاف طبقاتی در ماه رمضان پررنگ میشود، طبیعتاً آنچه باقی نمیماند و مورد توجه قرار نمیگیرد، توجه به فلسفه معنایی گرسنگی است که در فصل تابستان متحمل میشویم؛ تجربهای که با چنین افطارهایی و چنین سحریهایی و کاهش شدید فعالیتها و استراحت مداوم، اساساً به دست نمیآید و متاسفانه برخی از ما در طول ماه رمضان نه تنها گرسنگی و تشنگی را برای لحظه ای نیز تجربه نمیکنیم که صرفاً از این فرصت نیز برای فخرفروشی و بیان عمق ثروت نزد دوستان بهره میبریم.
شاید اندکی تامل لازم باشد تا حداقل در این ماه، اندکی سفرههایمان را نه به قصد نخوردن که به قصد درست خوردن و عدم اسراف و تبذیر، کوچک تر بگیریم و باقی مانده را به مستمندان اختصاص دهیم. بیشک سفره های میلیونی در این رمضان نیز پهن میشود اما حتی اگر یکی از این سفرههای به حد کفایت کوچک شود، صمیمیت در آن پراهمیت از سفره افطار شود و سهمی نیز به نیازمندان برسد، اتفاق بزرگی افتاده است.