عالم وارسته و بزرگ شيخ مرتضى انصارى معروف به «شيخ اعظم» روز عيد غدير خم سال ‏1214 هجرى قمرى در شهر دزفول به دنيا آمد. مرتضي بزرگترين فرزند شيخ محمد امين انصارى بود كه نسبش به ‏جابربن عبدالله انصارى، صحابى معروف پيامبر اكرم صلّى الله عليه وآله وسلم مى‏رسد. مادرش زنى متعبد و پارسا بود كه در شب ولادت مرتضي، در خواب ديد كه امام صادق عليه السلام قرآنى به او هديه كرد و در تعبير خواب او گفتند: خداوند فرزند سرشناسى به تو هديه خواهد داد. اين مادر فداكار و باايمان در ايام شيرخوارگي مرتضي، همواره بعد از وضو گرفتن به فرزندش شير مى‏داد. مراحل ابتدايى تحصيلات را نزد عمو و پدر بزرگوارش بود و در 18سالگي، همراه پدر به زيارت ائمه در عراق مشرف شد. روزي در درس سيد محمد مجاهد فرزند سيد على طباطبايي (صاحب رياض المسائل)، مسئله‏اى عنوان شد كه مرتضي نيز عقيده خود را بيان كرد. در اين هنگام، نظر او مورد توجه استاد قرار گرفت و از پدرش درخواست كرد او را در نجف بگذارد تا تحصيلاتش را ادامه دهد و اين درخواست مورد قبول پدر واقع شد. شيخ مرتضي انصارى، چهار سال در خدمت بزرگانى مانند مولي احمد نراقى (نويسنده معراج السعادة) و شيخ موسى پسر شيخ جعفر كاشف‌ الغطاء ادامه تحصيل داد تا اينكه داود پاشا، والى بغداد، از طرف پادشاه روم مأمور شد تا كربلا را محاصره كند و در نتيجه، اكثر طلاب و محصلين به كاظمين مهاجرت كردند و شيخ مرتضى انصارى به وطن اصلى خود يعنى دزفول بازگشت. پس از دو سال، شيخ انصارى تصميم گرفت به نجف اشرف برگردد اما مادرش طاقت دوري او را نداشت از اين رو راضى به سفر فرزندش نشد. اصرار مرتضي ادامه يافت تا اين كه بالأخره تصميم گرفتند استخاره كنند. در استخاره، اين آيه شريفه آمد: «وَ أَوْحَيْنا إِلى‏ أُمِّ مُوسى‏ أَنْ أَرْضِعيهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقيهِ فِي الْيَمِّ وَ لاتَخافي‏ وَ لاتَحْزَني‏ إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلينَ» (ما به مادر موسى الهام كرديم كه: «او را شير ده و هنگامى كه بر او ترسيدى، وى را در دريا (ى نيل) بيفكن و نترس و غمگين مباش، كه ما او را به تو بازمى‏گردانيم، و او را از رسولان قرار مى‏دهيم‏) (قصص/7) آن بانوى باايمان در مقابل جواب استخاره، سر تعظيم فرود آورده و با رفتن مرتضي موافقت كرد. مرتضى به نجف برگشت و در درس شريف العلماء و مرحوم كاشف الغطاء حاضر شد و در اندك مدتى در زمره شاگردان برجسته محمدحسن نجفي (صاحب جواهر) قرار گرفت و مورد عنايت خاص آن فقيه فرزانه و ماهر واقع شد تا اينكه شيخ مرتضي انصاري از اساتيد بزرگ حوزه علميّه نجف اشرف و سرآمد آنها محسوب شد و به « استاد الكل في الكل» شهرت يافت. شيخ مرتضى انصارى بر حسب ارادت زيادي كه به حضرت امام رضا عليه السلام داشت در سال 1240 هجرى قمرى يعني در سن 26 سالگي براى زيارت آن حضرت به ايران برگشت كه در اين مسافرت به اصرار اهالى كاشان، مدت چهار سال در آنجا اقامت نمود و بدين‏سان مدت مسافرتش شش سال به طول انجاميد. شيخ اعظم، در حوزه بزرگ نجف، استاد مسلم قلمداد مي شد تا اينكه در سال 1266 هجرى قمرى يعني در سن 52 سالگي از طرف شيخ محمدحسن نجفي (صاحب جواهر) به مرجعيت عامه شيعيان انتخاب شد. نقل است كه صاحب جواهر، در بستر مرگ، فرمود: اين مرد (شيخ انصاري) بعد از من مرجع شما خواهد بود. اين عمل صاحب جواهر، به آن جهت بود كه شيخ بيشتر معرفى گردد. شيخ اعظم با سعيد العلماي مازندرانى در كربلا هم‎‏درس بود و او را بر خود ترجيح مى‏داد به همين جهت بعد از وفات صاحب جواهر، از فتوا دادن خوددارى كرد و نامه‏اى به اين مضمون به سعيد العلما نوشت: «هنگامى كه شما در كربلا بوديد و با هم از محضر شريف العلما استفاده مى‏نموديم، فهم تو از من بيشتر بود، حال سزاوار است به نجف آمده و اين امر مهم (مرجعيت) را متكفل شوى». سعيد العلماي مازندراني در پاسخ نوشت: «آرى، لكن شما در اين مدت در آنجا مشغول به تدريس و مباحثه بوديد و من در اينجا گرفتار امور مردم بودم و شما در اين امر از من سزاوارتر هستى». شيخ اعظم، پس از رسيدن اين نامه به حرم مطهر حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام مشرف شد و از حضرت خواست كه وى را در اين امر مهم يارى فرمايد و لذا از سال 1266 هجرى قمرى تا هنگام وفات، يعنى 15 سال، رياست حوزه علميّه نجف اشرف در دست باكفايت او بود و عامه شيعيان جهان از وى تقليد مى‏كردند. شيخ مرتضي انصاري از بزرگترين علماى شيعه محسوب مي شود و بى‏گمان يكى از نوابغ بزرگ جهان اسلام است. بسيارى از انديشمندان و فقهاى بزرگ او را « خاتم الفقهاء و المجتهدين» لقب داده‏اند. شيخ اعظم، مرجع تقليد بيش از چهل ميليون شيعه در آن روزگار بود و وجوهات مالي فراوانى دريافت مى‏كرد ولي با اين همه، همانند مستمندان زندگى مى‏كرد. نقل است كه بازرگانان بغداد مبلغ زيادي از حلال‎ترين اموال خود را به شيخ انصاري(ره) اختصاص دادند و كسي را به خدمت شيخ به نجف فرستادند و به او گفتند: به شيخ بگو كه اين مبلغ از وجوه ـ خمس، زكات، مظالم عباد و . . . نيست تا شما اشكال كنيد و از صرف آن براي خود جلوگيري نماييد، بلكه از حلال‎ترين اموال خود ماست كه مي‏خواهيم به شما هديه كنيم تا در اين سن پيري، در وسعت باشيد و روزگارتان به سختي نگذرد. اما علي‎رغم اصرار آنها شيخ اعظم قبول نكرد و فرمود: برايم حيف نيست كه عمري به فقر گذرانده‎ام حالا در اين اواخر عمر، خود را غني و ثروتمند كنم، و نامم از طومار فقرا محو گردد و روز بازپسين از پاداش و اجر آنان، بي‎بهره باشم! شاگردان شيخ، بين دانشمندان شيعه و حتى دانشمندان همه فرقه‏هاى اسلام داراى مقامى ارجمند بودند. يكي از شاگردان فقهي شيخ، كه استاد اخلاق و عرفان وي بود عارف الهي سيد علي شوشتري است. اين جريان نشان مي دهد كه در وجود شيخ اعظم، ذره‎اي كبر، عجب و هواي نفس نبود و با اينكه شيخ در فقه استاد مسلم بود اما در عرفان شاگردي مي كرد و به كلاس خصوصي شاگرد خود مي‎رفت تا مسائل معنوي و روحي را از وي بياموزد. يكى از شاگردان ايرانى وي، سيد جمال الدين اسدآبادى است كه چهار سال از محضر شيخ انصاري استفاده كرد (بين سالهاى 1266- 1270 هجرى قمرى) و تحصيلات خود را در حضور شيخ به پايان رسانيد و تمام مخارج سيد جمال در مدت اين چهار سال به عهده شيخ مرتضي بود. شيخ مرتضي به او لطف و محبت فراوان نشان مى‏داد و سيد جمال نيز به شيخ ارادت ويژه داشت و لذا در سال 1270 هجرى قمرى به دستور شيخ به هندوستان رفت. از ديگر شاگردان برجسته شيخ مرتضي انصاري مى‏توان به ميرزاى شيرازى، رهبر مذهبى جنبش تنباكو اشاره نمود. يكى از شاگردان شيخ انصاري مى‏گويد: وقتي مقدمات و سطح را به پايان بردم، براى تكميل تحصيلاتم به نجف اشرف رفتم و در مجلس درس شيخ مرتضي انصاري حضور يافتم ولى از مطالب و تقريراتش چيزي نمي‎فهميدم. خيلى ناراحت بودم تا جايى كه داشتم به‎كلي نااميد مى‏شدم. بالاخره به حضرت اميرالمؤمنين علي عليه السلام متوسل شدم كه شبى در خواب خدمت آن حضرت رسيدم و آن بزرگوار در گوشم «بسم الله الرّحمن الرّحيم» را قرائت نمود. صبح كه در مجلس درس حاضر شدم درس را مى‏فهميدم. كم‎كم جلو رفتم و پس از چند روز به جايى رسيدم كه در آن مجلس صحبت مى‏كردم و حتي بعضي وقتها به مطالب شيخ مرتضي اشكال مي‎كردم. روزى با شيخ بسيار صحبت كردم و به او اشكال گرفتم. آن روز پس از پايان درس، شيخ مرتضي آهسته در گوش من فرمود: آن كسى كه «بسم الله الرّحمن الرّحيم» را در گوش تو خوانده است تا « ولاالضّالين» را در گوش من خوانده است. اين گفت و رفت. من از اين قضيه بسيار تعجب كردم و فهميدم كه شيخ داراى كرامت است زيرا تا آن وقت به كسى اين مطلب را نگفته بودم. همچنين حكايت معروفي از يكي از شاگردان شيخ اعظم نقل شده كه در دوراني كه در نجف اشرف نزد شيخ انصاري به تحصيل مشغول بودم، شبي شيطان را در خواب ديدم كه بندها و طنابهاي متعددي در دست داشت. از شيطان پرسيدم: اين بندها براي چيست؟ پاسخ داد: اينها را به گردن مردم مي‎اندازم و آنها را به سمت خويش مي‎كشم و به دام مي‏اندازم. روز گذشته يكي از اين طنابهاي محكم را به گردن شيخ مرتضي انصاري انداختم و او را از اتاقش تا وسط كوچه‎اي كه منزل شيخ در آن است كشيدم اما افسوس كه علي‏رغم زحماتِ زيادم، طناب را پاره كرد و برگشت. وقتي از خواب بيدار شدم در تعبير آن به فكر فرو رفتم. پيش خود گفتم: خوب است از خود شيخ مرتضي بپرسم. از اين رو به حضور ايشان شرفياب شده خواب خود را گفتم. شيخ فرمود: شيطان راست گفته است زيرا ديروز مي‎خواست مرا فريب دهد كه به‎لطف خدا از دامش گريختم. جريان از اين قرار بود كه ديروز من پول نداشتم و اتفاقاً چيزي در منزل لازم شد و مورد احتياج بود. با خود گفتم مقدار اندكي از مال امام زمان (سلام الله عليه) نزدم موجود است و هنوز وقت مصرفش نرسيده است، آن را به عنوان قرض برمي‎دارم و سپس ادا مي‎كنم. مقدار اندك را برداشته از منزل خارج شدم. همين كه خواستم آن چيز مورد نياز منزل را بخرم با خود گفتم: از كجا كه من بتوانم اين قرض را ادا كنم؟ در همين انديشه و ترديد بودم كه از خرج كردن آن منصرف شدم و به منزل برگشتم و آن پول را سر جاي خود قرار دادم. حكايتي ديگر از شيخ نقل شده كه وقتي مادرش از دنيا رفت، در كنار جنازه مادر گريه مي‎كرد. برخي از شاگردانش به او گفتند: شخصيتي مانند شما كه داراي ارزنده‏ترين مقام علمي و عملي شيعه هست سزاوار نيست به بالين پيرزني اين‏گونه اشك بريزد. شيخ انصاري(ره) در حالي كه اشك مي‎ريخت، جواب داد: گويا شماها از مقام مادر اطلاع نداريد! آثار قلمى فراوانى از شيخ مرتضى انصارى بر جاى مانده كه معروفترين آنها دو كتاب مهم المكاسب و رسائل (فرائد الاصول) است كه هم اكنون از متون درسي معتبر حوزه هاي علميه محسوب مي‏شوند. براي اينكه اين يادداشت خالي از مطالب تخصصي براي اهل فن نباشد مطالبي در مورد كتاب مكاسب ايشان بيان مي‏شود. كتاب المكاسب كه از مهم‏ترين كتابهاي فقه استدلالى و از بهترين و معروف‏ترين تأليفات شيخ اعظم مي باشد حاصل عمر و خلاصه افكار فقهي اين فقيه الهى است. از زمان نگارش اين كتاب به دليل نحوه ورود به مباحث فقهى و كيفيت استدلال كم‎نظيرش، غالباً مدار دروس در دوره سطح حوزه هاي علميه و محور بحث درس خارج فقه مكاسب محرمه، بيع و خيارات بوده و به همين دليل شروح و حواشى متعددى بر آن نوشته شده است. همانند تأليفات شيخ اعظم به خصوص كتاب المكاسب وي، از نظر عمق مطالب و دقت، وسعت تتبع و تحقيق با قلمى روان و بيانى سهل، در تاريخ فقه، كمتر ديده شده است. احاطه وى به اقوال متقدمين و متأخرين موجب شده كه آراي مختلف را در موضوعات و مسائل معين جمع‏آورى نموده و با اجتهاد عميق و اسلوب جديدى كه مطابق با روح شريعت و مقتضيات زمان است كتابى را كه مباحث آن جامع و مانع و دور از انحرافات و لغزش‏هاى فكرى است تأليف نمايد. از مهم‏ترين ويژگى‏هاى كتاب مكاسب، ساختار منطقى و نظام تعليمى به منظور تدريس در حوزه‏هاى علميه مى‏باشد. از ديگر ويژگى‏هاى اين كتاب، وسعت تتبع در انديشه‏هاى فقهى بزرگان و ارزش‏يابى و پژوهش‏ها و تحقيقات در اين نظريه‏هاست. از ديگر خصوصيات كتاب، احاطه مؤلف آن به همه ابواب فقه است كه باعث مى‏شود در مباحث مورد بحث از ديگر ابواب معاملات شواهدى را ذكر كند و اين شواهد در نتيجه‏گيرى از مباحث فقهى بسيار مؤثر است. از ديگر خصوصيات كتاب، تأمل محققانه و موشكافانه در روايات و فقه الحديث است كه نشان از ذهن نقاد و دقيق مؤلف و مطالعه و تحقيقات وسيع وى دارد. نكته ديگر اين كه شيخ اعظم طبق شيوه شناخته شده و پسنديده تحقيقات امروزى در نقل اقوال نهايت دقت و حفظ امانت را به كار مى‏برد. وي بسيار تلاش مى‏كند كه هر كلامى را از منبع اصلى آن نقل كند و تنها در مواردى كه منبع اصلى يافت نمى‏شود به حافظه يا منابع دست دوم اعتماد مى‏كند و در اين موارد نيز بارها ذكر مي كند كه: منبع اصلى را ندارم كه به آن رجوع كنم. شيخ انصارى( قده) در كتاب المكاسب قبل از شروع هر مسئله به تأسيس اصل اوليه و قاعده كلى مى‏پردازد تا در موارد شك و ابهام از آن اصل استفاده كند. اين اصل را گاه از عمومات آيات و روايات و گاه از اصول عمليه استفاده مى‏كند. روش بحث شيخ اعظم در مكاسب چنين است كه در نقل قول فقها، معمولاً از قديمي‎ترين فقيهانى كه آراي آنان در دست بوده شروع مى‏كند و به ترتيب تاريخ صدور و طرح آن مسئله را نقل مى‏كند. در نتيجه از نقل اين اقوال و آرا، از ابتكارات آنان آگاه مى‏شود و هم از وجود اجماع يا شهرت قدما يا متأخران در مسئله آگاهى مى‏يابد. آنچه از همه در نظر شيخ اعظم مهم‏تر بوده تفسير صحيح عبارات اصحاب و فقها و تحليل و بررسى و بيان نقاط ضعف و نقاط قوت آنها است. پس از نقل اقوال فقها به سراغ ادله مى‏رود و به تقسيم‏بندى آنان مى‏پردازد. در اين قسمت مطالعه دقيق روايات و توجه كامل به فقه الحديث، بسيار مورد نياز است و پس از تجزيه و تحليل آنان و بيان احتمالات موجود، به جرح و تعديل مى‏پردازد. تقريب استدلال در روايات و اشكالات وارد بر آنها و پاسخ به آنان از مهم‏ترين كارهاى شيخ اعظم در كتاب مكاسب است. وي پس از نقل ادله و روايات، به تأمل محققانه و موشكافانه خود در روايات مى‏پردازد. پس از آنكه شيخ اعظم با تأمل بسيار در روايات و ساير ادله، نظريه‏اى را انتخاب مى‏كند دوباره به كلمات فقها برگشته و نهايت تلاش خود را به كار مى‏گيرد كه كلام آنان را به هر طريق ممكن توجيه كند تا مبادا اشكالى به فقها وارد شود و پس از اتمام هر بحثى به فروع متفرع بر آن بحث مى‏پردازد. شيخ مرتضي انصاري با فكر و بينش بالاي خود، با تحقيقات و تاليفات علمي خود و با تلاش و زحمت فراوان، راه را براي آيندگان هموار كرد. عالم و دانشمند واقعي و حقيقي كسي است كه در ظرف زمان و مكان خود محدود نيست، فكر و انديشه‎اش، چنان بلند و والاست كه آيندگان را نيز سيراب مي كند و بلكه هر چه زمان بيشتري مي گذرد انسانها او را بيشتر و بهتر مي شناسند. بزرگترين درس شيخ مرتضي انصاري به دانش پژوهان، محققان، اساتيد و دانشمندان اين است كه بينشي فراتر از زمان خود داشته باشيد و به‎گونه‎اي رفتار كنيد كه بعد از اينكه عمرتان به پايان رسيد، علاوه بر اينكه سعادتمند شويد، افكار، انديشه‎ها و آثارتان سالهاي متمادي ديگران را سعادتمند كند و كهنگي نداشته باشد. سرانجام، اين فقيه وارسته و عالم بزرگ شيعه، در شب 18 جمادى الثانى سال‏1281 هجرى قمرى، در سن 67 سالگي در نجف اشرف دار فانى را وداع گفت و روح بلندش به ملكوت عالم پيوست. پيكر آن مرجع و عالم نامدار با حضور بي‌شمار علما و شيعيان با عظمت خاصى تشييع شد و در باب قبله صحن مطهر مولاى متقيان حضرت على عليه السلام در نجف اشرف به خاك سپرده شد. -------------------------------------------------- نويسنده: حجت‌الاسلام وحيد واحدجوان -------------------------------------------------- انتهاي پيام/ك*